محمد بن حسام الدین خوسفی قهستانی
محمّد بن حسام الدّین خوسفی قُهستانی از شعرای پرآوازه شیعی در سده نهم (متوفّی 875 ه. ق) اسـت، و مـهـم تـریـن اثر منظوم او را (منظومه خاوران) می دانند که با یک برداشت اسـاطـیـری، سـفـرهـا و حـمـلات امـیـر مـؤ مـنـان علی (ع) را به همراهی مالک اشتر نخعی و ابوالمحجن به سرزمین خاوران و پنجه در افکندن با دیو و اژدها و موجودات افسانه ای، و نـیـز جـنـگ آنـان را بـا قـبـاد پـادشـاه خـاوران و امـرایـی دیـگـر چـون تـهـمـاس شـاه و صـلصـال شـاه بـرای برانداختن کفر و بت پرستی از خاور زمین به تصویر کشیده است **زیرنویس=دیـوان مـحـمـّد بـن حـسـام خـوسـفـی، احـمـد احـمدی بیرجندی و سالک، مقدّمه، ص چـهـل و شـش و چـهـل و هـفـت، و نـیز گنج سخن، ج 2، ص 340؛ حماسه سرایی در ایران، دکتر ذبیح اللّه صفا، ص 377 و 379.@.
ابـن حـسـام در جـایْ جـای دیـوان اشـعـارش از مـنـاقـب و مـراثـی آل اللّه سـخـن رانـده، و شیوه شعری او همان سبک شعرای قصیده سرای پارسی گوی در سده ششم هجری است. سه ترکیب بند بدیع و زیبای او به اسامی:
(مـنـاقـب هـفـت رنـگ) (بـه ردیـف هـای: سـپـیـد، سـرخ، زرد، سـبـز، کـبـود، بـنـفـش و سـیـاه) **زیرنویس=دیوان محمّد بن حسام خوسفی، همان، ص 378 تا 381.@.
(مـنـاقـب هفت معدن) (با ردیف های: گوهر، لعل، یاقوت، عقیق، پیروزه، مروارید و مرجان) **زیرنویس=همان، ص 381 تا 384.@.
(مـنـاقـب هـفـت گـل) (مـردَّف بـه ردیـف هـای: نـرگـس، لاله، گل، نیلوفر، سنبل، سمن و توسن) **زیرنویس=همان، ص 384 تا 387.@.
در مـنـاقـب حـضـرت ولیّ عصر ـ ارواحناه فداه ـ از آثار ممتاز آیینی در قلمرو شعر پارسی است و ابن حسام با ردیف قرار دادن این کلمات دشوار و استفاده هنرمندانه از آنها، مهارت خود را در آفرینش آثار مناقبی در حوزه شعر آیینی به اثبات رسانیده است.
ابـن حـسـام در رثـای شـهـدای کـربـلا نـیـز قـصـایـد فـاخـری دارد کـه بـه نقل ابیات منتخبی از آنها، بسنده می کنیم:
قندیل آفتاب ـ کزو عرش راضیاست
تاب شعاع روضه مظلوم کربلاست
انوار لامعات مصابیح مرقدش
چون پرتو لوامع مشکات کبریاست
از نکْهَت عمامه عنبر شمامه اش
باد بهشت، لَخلَخه آمیز و عطرساست
دعوت بر آستان مزارش، اجابت ست
کان همچو آسمان به صفت قبله دعاست
کرب و بلای پرده نشینان اهل بیت
در کربلا بجوی، که هم کرب و هم بلاست
بر نرگس پر آب و لب تشنه حسین
دریا و کوه و انجم و افلاک، در عزاست
جایی که سنگ خاره، بر او ناله می کند
آب فرات ناله کنان گر رَوَد، رواست
لب تشنگان، چو دست تظلّم برآورند
ترسم که آب، خون شود از شرم بازخواست
روز قضا، که باب تو دعویِّ خون کند
یک تار موی جعد تو را روضه، خونبهاست
ابن حسام اگر چه به حسّان نمی رسد
حسّان صفّت به مدحت تو، منقبت سراست
شاید که بر کتابه فردوس برکشند
رمزی که، در کتابت این نظم دلگشاست **زیرنویس=دیوان محمّد بن حسام خوسفی، ص 225 تا 227.@.
این شاعر توانا، در قصیده شیوای دیگری، گوشه هایی از پرده اندوهبار کربلا را به تصویر می کشد:
ای قاصد خجسته! پیامی ز ما ببر
و آن گه جواب از آن لب شکَّر سخن بیار
برخوابگاه سیّد یثربْ حرم، خرام
و آن گه به تحفه، بوی اویس قَرن بیار
بر مرقد امیر نجف بگذر ای نسیم!
ز آن آستانه، سرمه چشم پَرن بیار
از خاک کربلا ـ که بلا بر بلاست آن
تسکین درد و داغ دلِ پر حَزن بیار
از خون حلق تشنه اولاد مصطفی
بوی گلاب و، رنگ عقیق یمن بیار
از عارض و قد و رخ گلگونه حسین
رنگ عبیر و لاله و سرو و سمن بیار
از نزهت شمامه و عطر عمامه اش
بوی بنفشه و سمن و یاسمن بیار
ما منّت ریاض و ریاحین، نمی کشیم
گردی ز خاک روضه او، بی منَن بیار
آن سر، که بر سران جهان سر به سر، سرست
باز آن سرِ بریده به سوی بدن بیار
دجّالیان، به فتنه و غوغا برآمدند
مهد جلال مهدیِ دشمن فکن بیار**زیرنویس=دیوان محمّد بن حسام خوسفی، ص 232 تا 234.@.
و همو، در سوگسروده دیگری از مصائب سالار شهیدان (ع) یاد می کند:
دلم، شکسته و مجروح و مبتلای حسین
طواف کرد شبی، گرد کربلای حسین
شکفته نرگس و نسرین و سنبل تر دید
ز چشم و جبهه و جعد گره گشای حسین
ز حلق تشنه او، رسته لاله سیراب
ز خون که موج زد از جانب قفای حسین
قدَر، چو واقعه کربلا مشاهده کرد
ز چشم، چشمه خون راند بر قضای حسین
سحاب: قطره باران، حسین: سر بخشید
عطای ابر کجا و، کجا عطای حسین؟!
ز بیم ورطه طوفان نمی تواند رست
جز آن که هست درین ورطه، آشنای حسین
گدای حضرت او شو، که عاقبت روزی
به پادشاهی عقبی رسد، گدای حسین
خموش ابن حسام! این سخن نه لایق توست
ستایش تو کجا و، کجا سزای حسین؟!**زیرنویس=دیوان محمّد بن حسام خوسفی، ص 223 تا 225.@.
ابوالعطاء کمال الدین محمود خواجوی کرمانی
ابـوالعـطـاء کـمـال الدّیـن محمود خواجوی کرمانی گنج سخن، ج 2، ص 247.
از غزلسرایان بنام سده هـشـتـم، آثـار فـخـیـمـی در اغـلب قـالب هـای شـعـری، خـصـوصـاً غزل دارد و مثنوی روضة الانوارش که به اقتفای حکیم نظامی گنجوی سروده شده در میان مـثـنـوی هـای: هـمـای و همایون، گل و نوروز، کمال نامه، سام نامه و گوهرنامه او، وجاهت خاصّ به خود را دارد**زیرنویس=گنج سخن، ج 2، ص 247.@.
در شـیعی بودن خواجوی کرمانی تردیدی نیست و قصایدی که در مناقب ائمّه اثنی عشر (ع) سـروده، شـاهـد صـادقـی بر این مدّعا است. وی در پایان این گونه قصاید، با شفیع قـرار دادن ذوات مـقـدّس مـعـصـومـیـن (ع) و سـوگـندی که به حرمت آنان یاد می کند، اجابت خواسته هایش را از درگاه خداوند خواستار است **زیرنویس=دیوان خواجوی کرمانی، مهدی افشار، ص 560 و 561.@.
همو، در ترکیب هفده بندی خود، در هر بندی از آن خدا را به یکی از معصومان (ع) سوگند می دهد که خلوت جان او را از نور حق منوّر کند و به هنگام رحلت از دنیا، چشم او را جز بر جمال اهل بیت بازنگرداند:
بحلق تشنه آن رشگ غنچه سیراب
که رخ به خون جگر شوید از غمش، عُنّاب
شه دو مملکت و، شهسوار نُه مضمار**زیرنویس=مضمار بر وزن محراب، میدان اسب دوانی و آخرین نقطه که اسب در مسابقه به آن برسد، در اینجا مجازاً اشاره به تعداد آسمان در هیأت فلکی قدیم دارد.@.
مهِ دوازده برج و، امام شش محراب
فروغ جان رسول و، چراغ چشم بتول
بهار عترت و، نوباوه دل اصحاب
حدیث مقتل او، گر به گوش کوه رسد
شود ز خون دل، اجزای او عقیق مذاب
و گر سپهر برد نام آتش جگرش
کند به اشکِ چو پروین ستارگان را، آب!
به کربلا شد و، کرب و بلا به جان بخرید
گشود بال و ازین تیره خاکدان، بپرید**زیرنویس=دیوان خواجوی کرمانی، ص 640 تا 608.@.
و در قـصیده ای که در مناقب ائمّه اطهار (ع) سروده، خدا را به حرمت سالار شهیدان و دیگر امامان سوگند می دهد تا او را از اسارت طبیعت رهایی بخشد و گناهان او را ببخشاید:
... یا رب بحقِّ آن گل سیراب تشنه لب
کو را نصیبه کرب و بلا شد ز کربلا...
کاین خسته را ـ که بسته بند طبیعت ست
آزاد کن ز محنت این چار اژدها
گر من گنه کنم، کرمت بینهایت ست
شب را امید هست که روز آید از قفا
(خواجو) که آشنای مقیمان کوی توست
شد در محیط عشق تو، بیگانه ز آشنا**زیرنویس=همان، ص 560.@.
بابا فغانی شیرازی
بابافغانی شیرازی (متولّد 925 ه. ق) چهره ممتاز شعر (دوره تیموری) است که سبک او سال ها توسّط غزلسرایان سده دهم، تقلید می شد و حتّی برخی از محقّقان طرز بانیان سـبـک وقوع را در بدایت امر، متأثّر از شیوه بیانی او دانسته اند، و در شعر آیینی دارای آثار شیوایی است. غزل عاشورایی او را مرور می کنیم:
هر گل که بر دمید ز هامون کربلا
دارد نشان تازه مدفون کربلا
پروانه نجات شهیدان محشرست
مهر طلا ببین شده گلگون کربلا
در جستجوی گوهر یکدانه نجف
کردم روان دو رود به جیحون کربلا
نیل ست هر عشور به بیت الحزن روان
از دیده های مردم محزون کربلا
در هر قبیله، از قِبَل خوان اهل بیت
ماتم رسیده ای شده مجنون کربلا
بس فتنه ها که بر سرِ مروانیان رسید
وقت طلوع اختر گردون کربلا
بردند داغ فتنه آخرْ زمان به خاک
مرغانِ زخم خورده مفتون کربلا
گرگان پیر، دامن پیراهن حسین
ناحق زدند در عرق خون کربلا
خونابه روان جگر پاره حسین
در هر دیار سر زده بیرون کربلا**زیرنویس=گلواژه، به انتخاب محمد مطهّر، دفتر چهارم، ص 455.@.
محتشم، قافله سالار شعر عاشورا
مولانا کمال الدّین محتشم کاشانی (متوفّی 996 ه. ق) را باید قافله سالار کاروان شعر عـاشـورا دانـسـت، زیرا مرثیه دوازده بندی او با تأثیر شگرفی که بر شاعران چهار سـده اخـیـر داشـتـه، مـوجـبـات غـنـای کـمـّی و کـیـفـی شـعر عاشورا را فراهم ساخته و به دلیل اقبال بی سابقه دوستداران حسینی از این اثر فاخر و ماندگار، نام محتشم و ترکیب بـنـد عـاشـورایـی او بـا فـرهنگ عاشورا گره خورده است و چنان که خواهیم دید علاوه بر بسیاری از شعرای پرآوازه فارسی زبان، بزرگانی چون علاّمه سیّد بحرالعلوم (ره) نـیـز بـه اسـتـقـبـال تـرکـیـب بند او رفته که به آفرینش آثار پرشوری در حوزه شعر عـاشورایی، در قلمرو شعر عرب انجامیده است. بنا بر نوشته آقای مهر علی گرگانی مـصـحـّح دیوان محتشم کاشانی در یکی از نسخ خطّی دیوان این شاعر پرآوازه عاشورایی (چـنـد تـرکـیـب بـنـد دیـگـر نـیـز بـه دسـت آمـد کـه هـر کـدام در مـورد خـود بـی نظیرند.) **زیرنویس=دیوان مولانا محتشم کاشانی، مهرعلی گرگانی، مقدّمه.@.
در تـرکیب بند ماندگار محتشم، گاهی ـ خصوصاً در بند دوّم آن ـ تعابیر نه چندان مناسب و در خـور شـأن والای سـالار شـهـیـدان آمـده است که می توان از کنار آنها به خاطر قوّت فراوان اثر، گذشت. در اینجا به نقل مطلع هر بند از دوازده بند محتشم بسنده می کنیم:
باز این چه شورش ست که در خلق عالم ست؟!
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم ست؟!
کشتیْ شکست خورده طوفانِ کربلا
در خاک و خون تپیده میدانِ کربلا
کاش آن زمان، سُرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلندْ ستون، بی ستون شدی
بر خوان غم، چو عالمیان را صلا زدند
اوّل صلا به سلسله انبیا، زدند
چون خون ز حلق تشنه او، بر زمین رسید
جوش از زمین به ذِروه عرش برین رسید
ترسم جزای قاتل او، چون رقم زنند
یکباره، بر جریده رحمت قلم زنند!
روزی که شد به نیزه، سرِ آن بزرگوار
خورشید، سر برهنه برآمد ز کوهسار**زیرنویس=دیوان مولانا محتشم کاشانی، مهرعلی گرگانی، ص 280 ـ 283.@.
بر حربگاه، چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور**زیرنویس=به نظر می رسد که (شور نُشور) صحیح باشد بدون (واو عطف).@، واهمه را در گمان فتاد
این کشته فتاده به هامون، حسین توست
وین صیدِ دست و پا زده در خون، حسین توست
کای مونس شکسته دلان، حال ما ببین
ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین
خاموش (محتشم)! که دل سنگ، آب شد
بنیاد صبر و خانه طاقت، خراب شد
ای چرخ! غافلی که چه بیداد کرده ای؟!
وَز کین، چها درین ستم آباد کرده ای؟!**زیرنویس=دیوان مولانا محتشم کاشانی.@.
دامنه تأثیر شعر محتشم در قلمرو شعر عاشورا
(دوازده بـنـد مـحـتـشـم) بـا اقـبـال فـراگیری که به همراه داشت، به سیرتطوّری شعر عـاشـورا شـتـاب بیشتری بخشید و توفیق چشمگیر او در آفرینش این اثر ماندگار، نظر شعرای چهار سده اخیر را به این نوع شعر معطوف ساخت که طبعاً به خلق آثار پر شور عـاشـورایـی در قـالب هـای مختلف انجامید. بسیاری از شعرای فارسی زبان با تأثیر پـذیری از دوازده بند محتشم، به استقبال ترکیب بند او رفته و یا به تضمین و تخمیس آن همّت گمارده اند.
شعرایی که دارای ترکیب بند عاشورایی اند
برای نمونه می توان از این آثار نام برد:
1 ـ ترکیب پنج بندی کمال الدّین وحشی بافقی (939 ـ 991)
2 ـ ترکیب چهارده بندی ملاّ عبدالرّزّاق لاهیجی (فیّاض) (متوفی 1052)
3 ـ ترکیب هفت بندی شیخ محمّدعلی حزین لاهیجی (1103 ـ 1181)
4 ـ ترکیب هفت بندی شفیعای شیرازی (اثر)، (متوفیّ 1113).
5 ـ ترکیب دوازده بندی آقا محمّد عاشق اصفهانی (1111 ـ 1181)
6 ـ ترکیب چهارده بندی حاجی سلیمان صباحی بیدگلی (متوفّی 1218 ه. ق)
7 ـ ترکیب ده بندی فتحعلی شاه (خاقان) قاجار (1185 ـ 1250)
8 ـ ترکیب نوزده بندی حسینعلی بیک (شرر) بیگدلی آذری قمی فرزند لطفعلی بیک آذر بیگدلی مؤ لّف آتشکده، (متوفّی 1254 ه. ق)
9 ـ تـرکیب بندهای مختلف میرزا محمّد شفیع وصال شیرازی (1197 ـ 1262): چهارده بند، پـانـزده بـنـد، دوازده بـنـد، نُه بند، هشت بند، ده بند، سه ترکیب هفت بند، شش بند و سه بند، جمعاً (118 بند).
10 ـ تـرکـیـب بـنـدهـای میرزا محمود (فدایی) مازندرانی (متولّد 1200 ه. ق) تحت عنوان چـهـار نـظـام: نـظـام اوّل (هـفـتـاد و دو بـنـد) نـظـام دوّم (چـهـل و سـه بـنـد) نظام سوّم (سی و دو بند) و نظام چهارم (بیست و هفت بند) و جمعاً (174 بند).
11 ـ تـرکـیـب پـانـزده بـنـدی مـحـمـّد داوری شـیـرازی (1238 ـ 1283) فـرزنـد وصال شیرازی.
12 ـ ترکیب شصت بندی میرزا محمّد علی سروش اصفهانی (1228 ـ 1285).
13 ـ تـرکـیـب یـازده بـنـدی مـیـرزا احـمـد وقـار شـیـرازی (1232 ـ 1298) فـرزند دیگر وصـال شـیـرازی و یـک تـرکـیـب دوازده بـنـدی دیـگـر کـه بـه استقبال محتشم سروده است.
14 ـ ترکیب نوزده بندی ملاّفتح اللّه (وفایی) شوشتری (متوفّی 1303)
15 ـ دو ترکیب چهل بندی و پنج بندی میرزا صادق روشن اردستانی (متوفّی 1305 ه. ق).
16 ـ ترکیب چهارده بندی محمود خان صبای کاشانی (1228 ـ 1311).
17 ـ ترکیب بیست و هفت بندی حجّة الاسلام نیّر تبریزی (1248 ـ 1312).
18 ـ تـرکـیـب یـکصد و چهارده بندی احمد صفائی جندقی (1236 ـ 1314) فرزند یغمای جندقی.
19 ـ ترکیب چهارده بندی میرزا محمّد صادق ادیب الممالک فراهانی (1277 ـ 1336).
20 ـ ترکیب سه بندی میرزا جهانگیر خان محبّی (ضیائی) (متوفّی 1352 ه. ق).
21 ـ تـرکـیـب دوازده عـلاّمه شیخ محمّد حسین غروی اصفهانی (مفتقر) (1296 ـ 1361) و یک ترکیب شانزده بندی دیگر.
ضـمناً باید از ترجیع هشت بندی میرزا نصیر (فرصت) شیرازی نام برد که به مراثی کـربـلا اخـتصاص دارد. میرزا محمّد شفیع (وصال) شیرازی، میرزا احمد (وقار) شیرازی و مـیـرزا صـادق (روشـن) اردسـتـانـی از تـرکـیـب بـنـد مـحـتـشـم کـاشـانـی اسـتـقـبـال کـرده و بـه خـلق تـرکیب های دوازده بندی با همان (وزن) و (قافیه) و (ردیف) توفیق یافته اند.
از شـعرای معاصر تا آنجا که نگارنده اطّلاع دارد، ابوالحسن (طوطی) همدانی و غلامحسین جواهری (وجدی) دارای ترکیب دوازده بندی عاشورایی اند و غزلسرای گرانمایه معاصر استاد عبّاس کی منش (مشفق) کاشانی نیز دوازده بند محتشم را تضمین کرده اند که با عنوان (زینة المجالس) بارها به چاپ رسیده است.
هـمـان گـونـه کـه در آغـاز این مبحث اشارت رفت، علاّمه بزرگوار مرحوم سیّد مهدی بحر العلوم (1212 ـ 1155) فقیه، محدّث، حکیم، ادیب و سردودمان بحر العلوم و رییس حوزه علمّیه نجف و مرجع شیعیان در زمانه خود، ترکیب بند شیوا و فاخری به زبان عربی در زمـیـنـه مـراثـی عـاشـورا دارد کـه زبـانـزد اهـل ادب اسـت و استقبال گونه ای از دوازده بند محتشم به شمار می رود.
در ارزش ایـن تـرکـیب بند عاشورایی همین بس که شش شرح به قلم فرهیختگان بنام تا قرن سیزدهم درباره آن تدوین یافته است:
1 ـ شرح مبسوط ملاّ نوروز علی بسطامی (متوفّی 1288 ه ق) به نام (سفینة النّجاة) که چاپ سنگی آن به سال 1286 ه ق و در قطع رحلی در تهران صورت گرفته است.
2 ـ شرح مختصر فاضل بسطامی به نام لؤ لؤ البحرین، که مختصر و منتخبی از سفینة النّجاة است.
3 ـ شرح میرزا ابوطالب شیرازی که به سال 1265 ه ق تحریر شده است.
4 ـ تـعـلیـقـات مـیـرزا ابو القاسم وفای شیرازی بر مراثی بحر العلوم (مؤ لف دیوان العروس).
5 ـ تخمیس مراثی سیّد بحر العلوم توسّط سیّد حسین طباطبایی (نوه سیّد بحر العلوم).
6 ـ شـرح مـرحـوم رحـمـة اللّه بـن عـلی کـرمـانـی، مـعـروف بـه وسـیـلة النـّجـاة کـه بـه سـال 1296 ه ق تـألیـف شـده و اخیراً با تحقیق آقای حسین درگاهی به چاپ مجدّد رسیده است. ضمناً از شرحی که شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذّریعه از آن یاد کرده و استقبالی کـه مـرحـوم شـیـخ عـبـد الصـّمـد خـامـنـه ای از مـراثـی سـیـّد بـحـر العـلوم بـه عمل آورده، باید یاد کرد.
پـیـش از آنـکـه بـه عـنـوان حـسـن خـتـام ایـن بـخـش بـه نـقـل مـطـلع هـر بـنـد از تـرکـیـب یازده بندی مرحوم بحر العلوم بپردازد، از ذکر این نکته ناگریز است که دامنه تأثیر ترکیب بند محتشم از محدوده قلمرو زبان فارسی فراتر رفته است:
تـأثـّر عـلاّمـه بـحر العلوم در این ترکیب بند از دوازده بند جاودانه محتشم کاشانی به خـوبـی بـارز و آشـکـار است. امّا این تأثر چنان نیست که قصیده عربی را به رنگ ادب فارسی در آورد.) **زیرنویس=شـرح مـراثـی سیّد بحر العلوم، ترجمه شیخ رحمة اللّه کرمانی، به تحقیق حـسـیـن درگـاهـی، شـرکـت چـاپ و انـتـشـارات اسـوه، چـاپ اوّل، سال 1376، صص 49 و 48.@.
مطلع بند اوّل
اللّهُ اکبرُ ماذا الحادثُ الْجَلَلُ
فَقَد تَزَلْزَلَ سَهْلُ الارضِ وَ الْجَبَلُ
مطلع بند دوّم
هذا مُصابُ الَّذی جبریلُ خادمُهُ
ناغاهُ فی الْمَهْدِ اذنیطت تَمائمُهُ
مطلع بند سوّم
کَیْفَ السُّلُوُّ وَ نارُ القَلْبِ تَلْتَهِبُ
وَ العَیْنُ خَلفَ قذاها دَمعُها سَرِبُ
مطلع بند چهارم:
شاءٌ مِنَ النّاسِ لاناسٌ و لا شاءُ
هَوَتْ بِهِمْ فی مَهاوی الغَیِّ اَهواءُ
مطلع بند پنجم:
هُم اهلُ بَیْتٍ رَسولُ اللّه جَدُّهُمُ
اَجْرُ الرِّسالةِ عِنْدَ اللّهِ وُدُّهُمُ
مطلع بند ششم:
نَزَتْ اُمَیَّةُ حَرْبٍ ثُمَّ مَروانُ
مَنابِراً مالَهُم فیهِنَّ سلطانُ
مطلع بند هفتم:
سَدَّ المَسامِعَ مِن اَنبائهم خَبَرٌ
لا یَنْقَضی حُزنُهُ اَو یَنْقَضِی الْعُمُرُ
مطلع بند هشتم:
ما اَمَنَ الْقَومُ قِدْماً اَو هُم کفَروا
مِن بَعدِ ایمانِهم لَوْ اَنَّهُم شَعَروا
مطلع بند نهم:
اَلدّینُ مِن بَعدِهِم اَقْوَتْ مَرابِعُهُ
وَالشَّرعُ مِنْ فَقْدِهِمْ غارَتْ شرائِعُهُ
مطلع بند دهم:
ذادوا عَنِ الماء ظَمْاَناً مَراضِعُهُ
مِنْ جَدِّهِ المصطفی السّاقی اصابِعُهُ
مطلع یازدهم:
یَومٌ بَنو المصطفی الهادی ذبائحُهُ
وَالفاطمیّاتُ اسراءٌ نوائِحُهُ
و مـرحـوم مـیـرزا ابـوالقـاسـم وفـای شـیـرازی بـرای کامل شدن ترکیب بندمرحوم بحرالعلوم، بند دوازدهم آن را سروده و به آن افزوده است با مطلع:
روحی وَ نَفْسی نُفوساً جَلَّ قَدرُهُمْ
سَفینةُ الحلمِ بَحْرُ العلمِ صَدْرُهُم **زیرنویس=شرح مراثی سیّد بحرالعلوم.@.
ضمناً تعداد ابیات هر بند از این ترکیب بند، دوازده بیت بوده و بند آخرین آن نیز توسّط وفـای شـیرازی در دوازده بیت سامان یافته است. شیخ آقا بزرگ تهرانی بر این اعتقاد اسـت که مرحوم بحرالعلوم به سبب غیبت حضرت ولیّ عصر (عج)، بند دوازدهم ترکیب بند خود را نسروده است.**زیرنویس=شـرح مـراثی سیّد بحرالعلوم، ص 48، والذّریعه الی تصانیف الشّیعه، ج 25، ص 85.@.
شعر عاشورا در سبک اصفهانی هندی
پـس از مـحـتـشـم شـعـرای بـسـیاری به شعر عاشورا روی آوردند و در قالب های:مثنوی، قـصـیـده، مسمّط، مستزاد، غزل، رباعی و دوبیتی، به آفرینش آثاری از این دست توفیق یافتند که با نمونه ای از آنها آشنا شدید. اینک به ذکر نمونه هایی از شعر عاشورا در سبک اصفهانی (هندی) می پردازیم.
قـصـیـده عاشورایی محمدعلی صائب تبریزی (1016 ـ 1081) که شاخص ترین چهره در سبک اصفهانی (هندی) است. از مضامین ناب سرشار است:
چون آسمان کند کمر کینه، استوار
کشتیّ نوح، بشکند از موجه بِحار**زیرنویس=جمع بحر، دریاها.@.
لعل حسین را کند از مهر، خشکْ لب!
تیغ یزید را کند از کینه، آبدار!
خون شفق، ز پنجه خورشید می چکد
از بس گلوی تشنه لبان را دهد فشار!
پور ابوتراب، جگرگوشه رسول
طفلی که بود گیسوی پیغمبرش، مهار
لعل لبی که، بوسه گه جبرییل بود
بی آب شد ز سنگدلی های روزگار
عیسی در آسمان چهارم، گرفت گوش
پیچید بس که نوحه درین نیلگون حصار
نتوان سپهر را به سرْ انگشت برگرفت
چون نیزه بر گرفت سرِ آن بزرگوار؟!
در ماتم تو، چرخ به سر کاه ریخته ست
این نیست کهکشان که ز گردون شد آشکار!
بِگْری **زیرنویس=گریه کن.@! که اشکِ ماتمیان حسین را
عرش، التماس می کند از بهر گوشوار
چون خاک کربلا نشود سجده گاه عرش؟!
خون حسین ریخت بر آن خاک مشکبار
صائب! از ین نوای جگر سوز لب ببند
کز استماع آن، جگر سنگ شد فِکار**زیرنویس=کلّیات صائب تبریزی، بیژن ترقّی.@.
مـلاّ مـحـمـّد رفـیـع (واعظ) قزوینی (1027 ـ 1090) از غزلسرایان بنام سبک اصفهانی (هندی) در سده یازدهم هجری است و برخی از ابیات او، ورد زبان شیفتگان زبان پارسی است:
این خطِّ جاده ها، که به صحرا نوشته اند
یارانِ رفته، با قلم پا نوشته اند
سنگ مزارها، همه سربسته نامه ای ست
کز آخرت به مردم دنیا نوشته اند
واعـظ قـزویـنـی در قـصـیـده ای کـه حـکم بَثُّ الشّکوی دارد، دامنه سخن را به کربلا می کشاند و از مظالمی که بر حسین بن علی (ع) رفته است یاد می کند. ابیاتی از این قصیده را مرور می کنیم:
قضا به دور جهان از فلک حصار کشید
که خوشدلی نتواند که گِرد ما گردید!
درین زمانه چنان قدر دین به دینارست
که غیر مالک دینار را، نیَند مرید!
جهان ز آب ورَع، دشت کربلا شده است
فتاده شرع در او خوار، چون حسین شهید!
شهید تیغ جفا، نور دیده زهرا
که در عزاش دل و دیده ها، به خون غلتید
به رسم ماتمیان، در عزای او تا حشر
برهنه گشت جهان روز و، شبْ سیه پوشید
ز مهر، زد به زمین هر شب آسمان، دستار
ز صبح بر تن خود، روزگار جامه درید
دو صبح **زیرنویس=مراد، صبح کاذب و صبح صادق است.@ نیست که می گردد از افق، طالع
که روز را، ز غمش گیسوان شده ست سفید
فتاد از شفق، آتشْ سپهر را در دل
دمی که اَلعطش از کربلا به اوج رسید
سراب نیست به صحرا و، موج نیست به بحر
ز یاد تشنگیَش، بحر و بر به خود لرزید!
نه سبزه است که هر سال می دمد از خاک
زبان شود در و دشت، از برای لعن یزید!
نشسته در عرق خجلت ست، ابر بهار
که بعد از و، گل بی آبرو چرا خندید؟!
ز قدر اوست که طومار طول سجده ما
به حشر، معتبر از مُهر کربلا گردید
عجب بلند سپهری ست درگهش، که در اوست
ز سبحه انجم و از مُهر کربلا، خورشید!**زیرنویس=دیـوان مـلاّ مـحـمـّد رفـیـع واعـظ قـزویـنـی، بـه کـوشش دکتر سیّد حسن سادات ناصری، ص 480 تا 485.@.
مـحـمـّدعـلی حـزین لاهیجی (1103 ـ 1181) از غزلسرایان نامدار سده دوازدهم هجری است. دیوان این شاعر پرآوازه سبک اصفهانی (هندی) به همّت شاعر فرهیخته روزگار ما آقای ذبـیح اللّه صاحبکار (سهی) و همزمان با برگزاری کنگره بزرگداشت حزین منتشر شد و دوستداران این سبک که از دیرباز با غزل معروف حزین آشنایی داشتند:
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویی به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد!
به دیوان رنگین این شاعر روحانی لاهیجی دست یافتند. حزین در شعر (مناقبی) و (ماتمی) نیز صاحب عنوان است. اوّلین بند از ترکیب هفت بندی عاشورایی او را، مرور می کنیم:
طوفان خون ز چشم جهان، جوش می زند
بر چرخ، نخل ماتمیان دوش می زند!
یا رب! شب مصیبت آرامْ سوز کیست؟
امشب، که برق آه رهِ هوش می زند
روشن نشد که روز سیاه عزای کیست؟
صبحی که دم ز شام سیه پوش می زند؟
آیا غمِ که تنگ کشیده ست در کنار
چاک دلم، که خنده آغوش می زند؟
بی هوشداروی دل غمدیدگان بود
آبی که اشک بر رخ مدهوش می زند
ساکن نمی شود نفس ناتوان من
زین دشنه ها که بر لب خاموش می زند
گویا به یاد تشنه لب کربلا، حسین
طوفان شیونی ز لبم جوش می زند
تنها نه من، که بر لب جبریل نوحه هاست
گویا عزای شاه شهیدان کربلاست **زیرنویس=دیوان حزین لاهیجی، به تصحیح ذبیح اللّه صاحبکار، ص 665.@.
ابـوالمـعـالی مـیـرزا عـبـدالقـادر (بـیـدل) دهـلوی (متوفّی 1133 ه. ق) بلند آوازه ترین غـزلپـرداز هـنـدی اسـت کـه در نـازک انـدیـشی، آفرینش مضمون خصوصاً خلق ترکیبات بدیع در سبک اصفهانی کم نظیر بلکه بی همانند است.
غـمـوضی که هر از گاه در شیوه بیانی او دیده می شود به خاطر حضور ترکیبات تازه ای اسـت کـه در کـلام او مـوج مـی زنـد، و کـسـانـی کـه با شیوه کلامی او آشنایند، راز این پـیـچـیـدگـی هـا را در عـدم انـس ادیـبـانی جستجو می کنند که هنوز (شگرد بیدلانه) را در نـیـافـتـه انـد. بـه هـر روی، ایـن غـزلپرداز پر آوازه هندی علی رغم مذهبی که دارد (مذهب اهل تسنّن) در اظهار ارادت به خاندان عترت و طهارت و نیز معرفتی که نسبت به این ذوات مقدّس دارد، از بسیاری از شاعران نامْ آشنای شیعی پیشی می گیرد.
یکی از شاخصه های بارز سبک اصفهانی، برقراری ارتباط افقی در میانه ابیات است و غـالباً از ارتباط عمودی ـ که از شاخصه های سبک عراقی است ـ پیروی نمی کند، چرا که هـر بـیـت دارای فـضـای مستقلی است و هر غزل به تعداد ابیاتی که دارد، دارای تصاویر جداگانه است.
ایـن غـزل بـیـدل (بـا نـام: آیـنـه در کربلاست) که از غزلیّات ماندگار اوست، استثنائاً دارای دو ارتـبـاط (افقی) و (عمودی) است و فضای ابیات پایانی او از عطر کربلا موج می زند.
سایه دستی اگر ضامن احوال ماست
خاک ره بیکسی ست کز سرِ ما بر نخاست
دل به هوی بسته ایم، از هوس ما مپرس
با همه بیگانه است آن که به ما آشناست
داغ معاش خودیم، غفلتِ فاش خودیم
غیرْ تراش خودیم، آینه از ما جداست
آن سوی این انجمن نیست مگر وهْم و ظن
چشم نپوشیده ای، عالم دیگر کجاست؟
دعوی طاقت مکن تا نکشی ننگ عجز
آبله پای شمع، در خور ناز عصاست
گر نیی از اهل صدق، دامن پاکان مگیر
آینه و روی زشت، کافر و روز جزاست!
صبح قیامت دمید، پرده امکان درید
آینه ما هنوز شبنم باغ حیاست!
در پیِ حرص و هوس سوخت جهانی نفس
لیک نپرسید کس: خانه عبرت کجاست؟
بس که تلاش جنون، جام طلب زد به خون
آبله پا، کنون کاسه دست گداست
هستیِ کلفَتْ قفس، نیست صفا بخش کس
در سرِ راه نفس، آینه بختْ آزماست
قافله حیرت ست موج گهر تا محیط
ای املْ آوارگان! صورت رفتن کجاست؟
معبد حسن قبول، آینه زارست و بس
عِرض اجابت مبر، بی نفسی ها دعاست
کیست درین انجمن محرم عشق غیور؟
ما همه بیغیرتیم، آینه در کربلاست
بیدل! اگر محرمی رنگ تک و دو مبر
در عرق سعی حرص خفَّت آب بقاست **زیرنویس=کـلیـّات دیـوان مـولانـا بـیـدل دهـلوی، بـه اهـتـمـام حـسـیـن آهـی، بـه تـصحیح خال محمّد خسته، خلیل اللّه خلیلی، ص 289.@.
و بـا ابـیاتی از شعر عاشورایی بلند شادروان امیری فیروزکوهی ـ چهره ممتاز و فاخر سبک اصفهانی در این روزگار ـ این بخش را به پایان می بریم:
کوغم رسیده ای که شریک غم تو نیست؟
یا داغدیده ای که به دل، محرم تو نیست؟
الاّ تو خود ـ که سوگ و سرورت برابرست
یک اهل درد نیست که در ماتم تو نیست
هر دردمند زخم درون را، علاج درد
با یاد محنت تو بِه از مرهم تو نیست
جانْداروی تسلّی، از اندوه عالمی
الاّ که در تصوّری از عالم تو نیست
با جان نثاریَت، گل باغ بهشت نیز
شایسته نثار تو و مَقدم تو نیست
ملکِ تو را، به ملک سلیمان چه حاجت ست؟
دیو جهان، حریف تو و خاتم تو نیست
هفت آسمان، مسخَّر هفتاد مرد توست
خیل زیاد**زیرنویس=عبیداللّه بن زیاد.@، مردِ سپاهِ کمِ تو نیست
از بس به روی باز، پذیرای غم شدی
گفتی که غم حریف دل خرّم تو نیست
چون خون پاک ـ کآمد و رفتِ نفَس ازوست
ما را دمی که هست به جز از دم تو، نیست
عصیان نداشت جنّت هفتاد آدمت
در جنّت خدا هم، چون آدم تو نیست
آزاده را ـ ز مؤ من و کافر ـ هوای توست
یک سرفراز نیست که سر در خم تو نیست
در راه حق، چنین قدمی نیست غیر را
ور هیچ هست، چون قدم محکم تو نیست
دایم نشسته بر گل داغ تو، اشک ما
از آفتاب حشر غم شبنم تو نیست
رمزی ز پرده داری باطل به جا نماند
کز نور حق عیان به دل مُلْهَمِ تو نیست **زیرنویس=گلواژه، ص 520 و 521.@.
فهرست الفبایی اسامی شعرای معاصر در حوزه شعر عاشورا
در پایان این مبحث جهت اختصار فقط به ارائه فهرست الفبایی شعرای معاصر که دارای آثاری در زمینه وقایع کربلا و شهدای عاشورا هستند، بسنده می کنیم.
بـدیـهـی است که اسامی ده ها نفر از شعرا به خاطر گمنامی و یا در دسترس نبودن آثار آنـان در ایـن فـهـرست راه نیافته است و باید در همین جا و پیشاپیش از محضر این عزیزان عـذر خـواهـی و بـررسـی آثـار عـاشـویـی آنـان را بـه فـرصـت دیـگـری موکول کنیم.
فهرست الفبایی شعرای معاصر
(آ)
آتش / سیّد محمود علوی نیا
آرنگ / سیّد مصطفی
آسمانی / ابوالفضل
آشفته / جعفر رسول زاده
آقا براری / فاطمه
آقاسی / محمدرضا
آقا یاری / خسرو
آیینه / مرتضی عصیانی
(الف)
ابراهیمی
ابن آهی / حسین
اثنی عشری
احتشام / خسرو احتشامی
احمد زاده / حسن
احمدی / سیّد نادر
اختر طوسی
اخلاقی / زکریّا
ارباب بیکس / مریم
اروجی / طاهره
اسرافیلی / حسین
اکبری / محمّد تقی
امید / محمّد موحّدیان
امیری / پروانه
امیری / وحید
امیری فیروزکوهی
امین شیرازی
امین پور / قیصر
انسانی / علی
(ب)
باقی / سیّد حجّت حسینی
بختیاری / نادر
براتی / تقی
براتی / محمّدرضا
براتی پور / عبّاس
برازجانی / فریده
بصیر اصفهانی
بقائی نائینی
بهاءالدّین / مهدی
بهداروند / اکبر
بهمنی / محمّدعلی
بیابانکی / سعید
بیدکی / زهرا
بیگی حبیب آبادی / پرویز
(پ)
پرتو تهرانی
پروانه / محمّدعلی مجاهدی
پژمان بختیاری
پژمان / خلیل عمرانی
پور جهانی / اسماعیل
پور حسین / فاطمه
پور کاظم / علی
پور متّقی / تقی
پیروی / حسینعلی رکن منتظر
پیروی / علی اکبر
تائب / حسین اخوان
تابش / قنبر علی
تاری / محمود
ترقّی / بیژن
ترکی / محمّد رضا
تفعّلی / زکریّا
تقی دخت / محمّد رضا
توسّلی ثاقب / حسین
تونه ای / مجتبی
(ث)
ثقفی / رضا
(ج)
جذبه / محمود شاهرخی
جعفر زاده / فاطمه
جلی / ابوتراب
جمالی / محمّد خلیل مذنب
جوهری / محمّد کریم
جهان آرایی / جواد
(چ)
چمن / محمّدرضا یاسری
(ح)
حالت / ابوالقاسم
حدّاد کاشانی / عبّاس
حسان / حبیب اللّه چایچیان
حسینی / سیّد حسن
حسینی / سیّد حسین
حسینی / سیّد عبداللّه
حسینی / سیّد محمّد
حسینی / سیّد محسن
حسینی / سیّد مهدی
حسینی / مهری
حسینی راد / سیّد مصطفی
حضرتی / محمّد علی
حمید / حمید سبزواری
حمیدی / سپهر
حیدری / سارا
(خ)
خارستانی / یوسف
خالقی موحّد / علی
خبّاز کاشانی / حبیب اللّه
خدامی / عزیز اللّه
خرّاطی / محمّد
خسروی / شیرین
خلیل زاده / راضیه
خوشدل تهرانی / علی اکبر
خوش عمل / عبّاس
(د)
دارند / حسین
داودی شیرازی
درویشی / قاسم
دستوری / مژده
دشتی مطلق / جلیل
دوستی / منصور
ده بزرگی / احد
دیهیمی / سیاوش
(ذ)
ذوقی اصفهانی
(ر)
راکعی / فاطمه
راهب / اسحاق
رحماندوست / مجتبی
رحمانی / صادق
رحمانیان جهرمی / عبدالحمید
رحیمی / محمّد بشیر
رزّاقی قمی / تقی
رسا / دکتر قاسم
رستگار / سیّد محمّد
رضائی نیا / عبدالرضا
رنجی تهرانی / هادی پیشرفت
رها / محمّد رضا احمدی
ریاضی یزدی / سیّد محمّد علی
(ز)
زارع / نجمه
زارعی / فاطمه
زیادی / عزیز اللّه
(ژ)
ژرفا / سیّد ابوالقاسم حسینی
(س)
سالاروند / فاطمه
سالم / عادل
سپیده کاشانی
سعیدی / محمّد شریف
سقلاطونی / مریم
سکّاک / اسماعیل
سنا / جلال الدّین همائی
سنائی / ابراهیم
سنگری / محمّدرضا
سهرابی نژاد / محمّدرضا
(ش)
شائق / اکبر حمیدی
شرمی کاشانی / محمّد
شریف کاشانی / علی
شریفی / محمود
شفاعی / آرش
شفق / محمّدجواد غفورزاده
شفق / محمّد حسین بهجتی
شفیعی / سیّد ضیاءالدّین
شکار سری / محمّدرضا
شکوه کرمانشانی
شهاب تربتی
شهدادی / احمد
شهریار / محمّد حسین
شهریاری / فرخنده
شهنا / فاطمه
شیدا / حسین آزادگان
شیدائیان / حسین
شیرازی / سیّد محمّد هاشم
(ص)
صابر همدانی / اسداللّه صنیعیان
صاعد / محمّد علی
صاعدی / عبدالعظیم
صالحی / بهمن
صالحی / جواد
صالحی / نادر
صغیر اصفهانی
صفا / حسین لاهوتی
صفیر / محمّدعلی
(ض)
ضرغام / مشفق
(ط)
طباطبایی نژاد / سیّد مهدی
طرفه / سنا
طلائی
طلوعی گیلانی
طوفان / سیّد مهدی فاطمی
طوفان / سیّد فضل اللّه صلواتی
طهوری / مهدی
(ع)
عابد تبریزی
عابدی / اکبر
عارف بجنوردی
عارفی قمی / علی
عاملی / امیر
عبّاسعلی / مهدی
علوی نژاد / سیّد حیدر
علیدوستی / همایون
(ف)
فتی تبریزی / محمّدعلی
فخّارزاده / محمّد
فخّارزاده / مهدی
فرهادی / الهام
فرهمند / مخبر
فرید / قادر طهماسبی
فضیلت / محمود
فکور / محمّد
فلاّح / رضا
فؤ اد کرمانی
فولادی / حسین
فولادی / علیرضا
فیضی کاشانی / مصطفی
(ق)
قاسمی / سیّد محمّد ضیا
قاسمی / محمّد حسین
قاسمیان / خسرو
قدرت قمی
قدسی / غلامرضا
قدسی / فضل اللّه
قزوه / علیرضا
قیصر / محمّد حسن صفوی پور
(ک)
کاج / غلامرضا
کاظمی / کاظم
کافی / غلامرضا
کاکایی / عبدالجبّار
کاکایی / عبدالسّتّار
کرونی / هاشم
کمالپور / احمد
کویر / غلامرضا محمّدی
کهن / سیّد محمّد عبّاسیّه
کی فر / حسین مظلوم
(گ)
گرمارودی / سیّد علی
گل افروز / علی عسکری
گلمرادی / شیرینعلی
گودرزی / یداللّه
گویا / محمّدعلی
(ل)
لاهوتی / ابوالقاسم
(م)
مبشّر / حمید
مجاهدی (پروانه)، محمد علی
محبت / محمد جواد
محدّثی / جواد
محزون گیلانی
محقّق / جواد
محمّدی / جلال
مرادی رودپشتی / مجید
مرادی / غلامرضا
مردانی / محمد علی
مردانی / نصراللّه
مژده / مصطفی قمشه
مسعودی / امید
مشجّری / احمد
مشفق کاشانی / عبّاس کی منش
مشکوة کاشمری
مظفّری / سیّد ابوطالب
معلّم / علی
معین قمی / معین البکاء
ملکی / قاسم
مؤ یّد / سیّد رضا
موسوی / سیّد شهاب الدّین
موسوی / سیّد علی اصغر
موسوی / کبری
مؤ منی تنکابنی / سیّد محمّد حسن
میثم / غلامرضا سازگار
میر جعفری / سیّد اکبر
میرجعفری / سیّد مرتضی
میر شکّاک / یوسفعلی
(ن)
نارنجی / زهره
ناظر زاده کرمانی / دکتر
نجاتی / پروانه
نجفی / مرتضی
نعیمی / محمّد
نگارنده / عبدالعلی
نور بخش / مرتضی
نیکبخت / سیّد مجتبی
(و)
واجد / اکبر دخیلی
وارسته / محمّد
واصل / محمّد آزادگان
وجدی / غلامحسین جواهری
وحیدی / سیمین دخت
وسمقی / صدّیقه
وفا / محمود شریف صادقی
(ه)
هادی تبریزی
هاشمی / سیّده راضیه
هاشمی / نیّره السادات
هنر جو / حمید
(ی)
یاری / حسین
یاسر / محمود تاری
یتیم تبریزی
یحیی اصفهانی / میرزا
یعقوبی / زهرا
یکتای اصفهانی
علل رویکرد شاعران به مفاهیم ارزشی عاشورا در دو دهه اخیر
عـلاوه بـر عـوامل (اصلی) و (زمینه ساز) که در بخش (تطوّر محتوایی شعر عاشورا) مورد بـررسـی قـرار گـرفـت، از عـوامـل دیـگـری نـیـز مـی توان یاد کرد که در رویکرد جدّی شاعران دو دهه اخیر به (مفاهیم ارزشی عاشورا) نقش تردیدناپذیری داشته اند. در بخش (حـضـور مـفـاهـیـم ارزشـی در شـعـر عـاشـورایـی دو دهـه اخـیـر) بـه صـورت تـفـصیل از حضور اینگونه مفاهیم، یاد شده و به تفاوت مورد، نمونه های بارزی از آنها ارائه گردیده است.
از عـلل رویـکـرد شـاعـران دو دهـه اخـیـر بـه مـفـاهـیـم ارزشـی عـاشـورا، در حدّ حوصله این مـقـال سـخـن خواهیم گفت و با پرهیز از تکرار مطالبی که به مناسبت در بخش های مختلف این اثر آمده، به بررسی مهم ترین عوامل این (رویکرد) خواهیم پرداخت.